دلنوشته های عاشقانه من
دلنوشته های من
نوشته شده در تاريخ 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |
با تشکر از دوست عزیزم پوریا گلچین

****************

دو چیز همیشه انسان را از حرکت باز می دارد، و باعث خفگی روح انسان می شود. اهمیت دادن به گذشته و ترس از آینده..


***********************

زندگی، فهم نفهمیدن هاست زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست ... آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست فرصت بازی این پنجره را دریابیم در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم پرده از ساحت دل برگیریم رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست ...

***************************

خدايا، من عشق به تو را هم از تو مي خواهم وعشق به عاشقانت را وعشق رابه هر كاري كه مرا به تو نزديك كند خدايا، مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي تو توانم آمد . دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوبیدن ... خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو . به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد .. خودت را معشوقترين من قرار ده . مرا عاشقترين خويش ... 

****************************************

گــــــــر نکوبــــــــــــــــی شیــــــــــــــــــــــــشه ی غم را به سنگ هفت رنــــــــــــــــــگش می شود هفتـــــــــــــــــــــاد رنـــــــــــگ ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار 

**************************************


نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

دلسوز

 

دلسوز زنی هستم

که زنانه ترین احکامش را

مردان می نویسند...

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

من زنم...
وقتی خسته ام
وقتی کلافه ام
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
  شیشه ها را نمی شکنم...
غرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد

این بغض لعنتی است

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

تنهایک لحظه بود.....که روی پل دوستی قرارگرفتیم...درس خواندیم....شیطنت کردیم،عاشق شدیم.....وپس ازآن هریک باکوله باری ازآرزووخاطره درابری محوشدیم ودیگرحتی به مااجازه ندادندکه طول پل رابپیماییم.....وازیکدیگریادکنیم وبس.....

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

پارسال

پارسال زیرباران باهاش می رفتم اماامسال...............


راه رفتنش رابایک دختردیگرزیرباران اشک هایم دیدم...

.

.

.

.

.

.

.

شایدباران پارسال اشک های دختردیگری بود......

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

ما زن ها گذشت رو خوب بلدیم !
گذشت از بدیها ؛
تهمت ها ،
اشتباهات !
گذشت از اخمها ؛
دادها ،
زیر آبی رفتن ها !
گذشت از خیانت و خیانت و خیانت !
اما ....
این ظاهر ماست ؛
وقتی دیدین گذشتیم حتی از خیانت ،
بدونید از شما گذشتیم ! ساکت و آروم ....
ما زنهای وفادار همونطور که محکم می مانیم !
محکم هم میرویم ... !!

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

دنیا

این روزها ...


دنیـا


انگـار یک معنـــــا بیشتر نــدارد


مکانی پـــر از


دلهــای شکســته . . . /

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

سخت

چه سخت ..

هم ابر باشد !.....هم باران باشد ..!

هم خیابان ِ خیس باشد ..

امـــــا..


نه دستی برای فشردن باشد !..

نه پایی برای قدم زدن باشد و ..

نه نگاهـــی برای زل زدن...!


 

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

شیشه نازک احساس مرا دست نزن !

چندشم می شود از لک انگشت دروغ

آن که میگفت که احساس مرا میفهمد

کو کجا رفت؟که احساس مرا خوب فروخت!!!

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:, توسط ترانه |

هرچه بــادا بـــاد ؛ 
 
تآس دل 
 
می ریـــزم
 
یا بـــر بـــاد می روم ، 
 
ــیـا از یـاد

صفحه قبل 1 ... 24 25 26 27 28 ... 50 صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.